به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام مجید رجبی، مدیر پژوهشگاه فقه نظام به پرسش و پاسخی در موضوع «مهمترین مولفه مقاومت در برابر نظام سلطه» پرداخت که تقدیم شما فرهیختگان می شود.
* راهکارهای اساسی قرآن و آموزههای اسلامی در مقابله با نظام سلطه و استکبار چیست؟ آیا این راهکارها در نظام فقهی ما نیز به آنها اشاره شده؟ برای مثال، یکی از مسائلی که همواره مطرح بوده و نسلها بهوضوح آن را درک کردهاند، مسئله وحدت است. چرا با وجود کشورهای متعدد اسلامی همچون مالزی، اندونزی، کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه، هنوز یکصدا در برابر استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی عمل نمیکنیم؟ اگر وحدت واقعی میان این کشورها وجود داشت، آیا اسرائیل میتوانست به این گستاخی و بیرحمی دست پیدا کند؟ بهطور کلی، چه راهبردهایی وجود دارد؛ چه کوتاهمدت و چه بلندمدت؟
بله، این سؤال بسیار اساسی و کلیدی است. درواقع، میتوان گفت که مهمترین مؤلفه در عرصه مقاومت در برابر نظام سلطه، مسئله «ولایت» است. مفهومی که میتوان از آن با عناوینی چون «تولّی و تبرّی» نیز یاد کرد.
ولایت تنها یک موضوع اعتقادی، قلبی و نظری نیست؛ بلکه وجه عملی و فقهی نیز دارد.
در واقع، ولایت بهعنوان یک خلق فقهی و حکم شرعی، ناظر بر چگونگی شکلگیری روابط اجتماعی، پیوندهای جمعی و حتی جهتگیریهای سیاسی و اقتصادی یک جامعه ایمانی است.
شهید مطهری (رحمةاللهعلیه) در کتاب «ولاءها و ولایتها» توضیح میدهند که ما در قرآن با دو نوع ولایت مواجه هستیم:
ولایتهای مثبت
و ولایتهای منفی.
بهعبارت دیگر، یکسری پیوندها و ارتباطات باید میان مؤمنان شکل بگیرد و مستحکم شود، و یکسری دیگر از پیوندها باید گسسته شود و کنار گذاشته شود.
* محوریت ولایت برای اجتماع جامعه دینی و اطاعت از خدا
ریشه این تمایز به «هویت جامعه ایمانی» بازمیگردد. درواقع، مقاومت اصیل و واقعی، زمانی شکل میگیرد که این هویت جمعی مبتنی بر «اطاعت از خداوند متعال» برقرار شود.
مادامیکه چنین اجتماع هویتی شکل نگیرد، مقاومت نیز از شکلگیری حقیقی باز میماند. مقاومتهای پراکنده و فردی که هر کسی در گوشهای از جهان اسلامی فریادی برآورد، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
جامعهای مقاوم نیاز به یک «مرکز» دارد، یک محور. این محور لزوماً بهصورت هرمی و سلسلهمراتبی نیست، بلکه میتواند شبکهای باشد از حلقههای قدرتِ همراستا که همگی در درون یک هویت مشترک و هدف واحد شکل گرفتهاند.
در اینجا، «وحدت کلمه» بهعنوان مرحله دوم مطرح میشود؛ زیرا مرحله نخست، تشکیل همان اجتماع هویتی است که بر پایه «ولایت» شکل گرفته است.
* معنای ولایت
ولایت بهمعنای پیوند بین مؤمنان و شکلگیری یک هویت همبسته است. این مفهوم را میتوان در زبان فقه سیاسی با اصطلاحاتی چون «ولایت طولی» و «ولایت عرضی» بیان کرد.
در این چارچوب، «ولایت مؤمنان نسبت به یکدیگر»، «ولایت رهبر عادل» و «ولایت امت نسبت به امام» معنا پیدا میکند.
بهتعبیر برخی متفکران سیاسی، امروزه در نظریههای روابط بینالملل، مفاهیمی چون «تأمین امنیت هویتی» یا «اجتماعهای هویتی» بسیار جدی مطرح شده است؛ یعنی جوامعی که بر پایه فرهنگ و هویت مشترک شکل میگیرند و در حوزه امنیت و سیاست نیز انسجام خود را حفظ میکنند.
قرآن کریم نیز بر این اصل بسیار تأکید دارد. برای مثال، آیات متعددی از مسلمانان میخواهد که با یهود و نصارا بهعنوان «اولیاء» پیوند برقرار نکنند:«لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ»
بهوضوح میفرماید: دشمن من و دشمن خودتان را ولیّ خود مگیرید.
اصطلاح «ولیّ» از ریشه «وَلْی» بهمعنای «پشت سر هم آمدن» و پیوند خوردن است. بنابراین، ولایت نهفقط مفهومی قلبی، بلکه وجودی، عینی و اجرایی است.
در نقطه مقابل، قرآن مؤمنان را دعوت میکند به اینکه پیوند و اتصال اجتماعی خود را با سایر مؤمنان شکل دهند.
این اتصال نیز صرفاً ارتباط قلبی نیست؛ بلکه تجلیات اجتماعی و عملی دارد. بهطور مثال، اگر فردی در یک جامعه اسلامی در حوزههایی چون اقتصاد، علم، نظامیگری یا جمعیت و خانواده فعالیت میکند، باید بررسی شود که خروجی و ثمره تلاش او در خدمت چه هدفی قرار میگیرد؟ جامعه حق یا جامعه باطل؟
یکی از مصادیق عملی این مسئله، به اقتصاد و تجارت مربوط میشود. ممکن است انسان ظاهراً در حال خدمت به جامعه باشد، اما در عمل این خدمات در راستای تقویت ساختارهای سلطه جهانی باشد.
برعکس، ممکن است افراد دچار ضعفهای اخلاقی باشند، اما در مسیری قرار گرفته باشند که هدف نهایی آن، حمایت از ولایت الهی و ساختار اجتماعی مبتنی بر عدالت است.
اینجاست که این حدیث قدسی ارزشمند معنا پیدا میکند: «لَأُعَذِّبَنَّ کُلَّ رَعِیَّةٍ فِی الْإِسْلَامِ دَانَتْ بِوِلَایَةِ کُلِّ إِمَامٍ جَائِرٍ لَیْسَ مِنَ اللَّهِ، وَإِنْ کَانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی أَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِیَّةً؛ وَلَأَعْفُوَنَّ عَنْ کُلِّ رَعِیَّةٍ فِی الْإِسْلَامِ دَانَتْ بِوِلَایَةِ کُلِّ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اللَّهِ، وَإِنْ کَانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی أَنْفُسِهَا ظَالِمَةً مُسِیئَةً.»
یعنی اگر جامعهای ولایت امام جائر و غیر الهی را بپذیرد و اگر در آن افراد نیکوکار و با تقوا هم وجود داشته باشند، مستحق عذاب خواهد بود؛ اما اگر جامعهای ولایت امام عادل الهی را بپذیرد و افراد آن ظالم و خطاکار باشند، مورد عفو قرار میگیرند.
امروز، در شرایط جنگ حق و باطل، درک این مسئله اهمیت فراوانی دارد. چهبسا کسانی که ظاهری مذهبی دارند، در نماز و عبادات کوشا هستند، اما در برابر نظام سلطه جهانی سر تعظیم فرود میآورند.
و در مقابل، کسانی که شاید در زندگی فردیشان کاستیهایی داشته باشند، اما ولایت امام عادل را پذیرفتهاند و در مسیر حق گام برمیدارند.
* نظام مقاومت اسلامی، مردمی، هویتی و ولایتمحور است
در جهان اهل سنت نیز اصل ولایت و امامت پذیرفته شده است. آنها نیز میگویند که امام باید عادل و مجتهد باشد. بنابراین، مسئله وحدت امت اسلامی، با محوریت ولایت، یک مسئله فرافرقهای است.
در جمهوری اسلامی ایران، تجربه مقاومت واقعی از آن زمان آغاز شد که این محور یعنی «ولایت» بهصورت حقیقی شکل گرفت.
پیشتر نیز در تاریخ، مقاومتهایی وجود داشته است، اما یا محور مشخص و الهی نداشتهاند یا در میانه راه دچار سستی و فروپاشی شدهاند. اما در اینجا، بهواسطه رهبری صحیح، مردمی آگاه، و امتدادی از عنصر ولایت، مقاومتی منسجم و پیوسته شکل گرفت.
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «أَلَا وَلَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَالصَّبْرِ.»
یعنی تنها کسانی میتوانند پرچم مقاومت را به دوش بکشند که هم «بصیرت» داشته باشند و هم «صبر».
در بسیاری از مواقع، شناخت حق و باطل چندان دشوار نیست؛ بلکه آنچه دشوار است، ایستادگی و صبر در مسیر حق است. گاه انسان میگوید: «میدانم حق چیست»، اما خسته است، توان ایستادگی ندارد یا از دشمنان میهراسد.
خداوند در سوره آلعمران، آیه ۲۰۰ میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا.»
سه واژه کلیدی در این آیه بهکار رفته است:
«اصبروا» (صبر فردی)
«صابروا» (صبر جمعی و مشارکتی)
و «رابطوا» (مرزداری و مراقبت اجتماعی).
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه مینویسند که «صابروا» یعنی صبرهایتان را بر یکدیگر تکیه دهید؛ یعنی نوعی صبر شبکهای، مشارکتی و همافزا.
در نتیجه چنین صبری، قدرتی تولید میشود که از طریق صبر فردی بهتنهایی حاصل نمیگردد.
«رابطوا» نیز یعنی مرزداری؛ نه فقط در مرزهای جغرافیایی، بلکه در مرزهای اعتقادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی.
مراقب نفوذ دشمن باشید. هرجا احساس کردید رخنهای هست، آن را پر کنید.
در مجموع، نظام مقاومت اسلامی، مردمی، هویتی و ولایتمحور است. اگر این اصول را رعایت کنیم—ولایت، بصیرت، صبر، وحدت و مراقبت اجتماعی—حتی اگر در درونمان ضعفهایی هم داشته باشیم، باز مورد عنایت و نصرت الهی قرار خواهیم گرفت.
برای مطالعه متن کامل سخنان حجت الاسلام مجید رجبی، مدیر پژوهشگاه فقه نظام اینجا را کلیک نمایید.










نظر شما